شمار5 مسافرت - همدان - سيسموني پارت 2
سلام نور كوچولو موچولو مي خوام امروز از مسافرت به همدان برات بگم روز چهارشنبه بعدظهر همسري زنگ زد كه بريم همدان منم شاد و خوشحال و استقبلال كنان يه ساعت مرخصي گرفتم و رفتيم خونه و از اونجايي كه همسري خيلي خسته بود گفتيم چه كنيم با اتوبوس بريم البته با اتوبوس خيلي هم راحت و مسير كوتاهه خلاصه يه كيف دستي كوچيك برداشتيم از اونجايي وقتي ميريم خونه ماماني مرضيه همه چي به راهه و هييچي لازم نيست ببريم راحت بار سبكي برداشتم و رفتيم از اونطرف بابادي سيسمالابي *** هم اومد دنبالمون و ما رو برد خونه و يه شام خوشمزه به به خورديم و منفجر شديم و خدايا فقط تو ميدوني كه من چقدر اينبار خوشحال بودم به عنوان دختري و زني و مادري كه تو دعاش...







