طاها فرشته عشقطاها فرشته عشق، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

با تو مادر شدم نور كوچولوي من

شماره 4 مسافرت - انزلي

1392/7/9 19:27
نویسنده : مامي غزل
383 بازدید
اشتراک گذاری

جونم برات بگه اين مسافرت بندر انزلي و ويلاي دهكده ساحلي يكي از مسافرتهاي پر خاطره من و مهربون همسري هستش كه تا حالا چندين بار رفتيم و اين بار كه ديگه فكر كنم اخرين بارش بود همراه ني ني تو دلي ما بود . سه شنبه صبح وسايل رو جمع كرديم و حركت كرديم همسري گفت بريم يه چند روزي استراحت كنيم و از پاييز شمال لذت ببريم .ظهر رسيديم و رفتيم رستوران معروف خودمون حاج مرتضي نهار خورديم به به غذاهاي شمالي كباب ترش و باقالي قاتوق كه عاشقشمممممممم اساسي ..زبانبعد نهار هم رفتيم دهكده ساحلي ويلا و جابه جا شديم و كمي استراحت كرديم هوا خيلي خوب بود با اون منظره ساحلي بالكن ويلا كلي آرامش گرفتيم .

خلاصه اينكه اين مسافرت خيلي خيلي خوب بودهورا مهربان همسري نهايت خدمت رو به من و پسري مي كرد و همه چي برامون خريد خورديم و آشپزي و شستشو و همه چي باخودش بود طبق سنت همه مسافرتها .....خجالتقلبراستي بلال هم خورديم به بهنیشخند

كلي هم ماهي خريد كه بديم به تو موچولو بخوري سفيده پنبه اي بشي ماماني جونم .ماچ

پنجشنبه هم خاله همسري به همراه خانواده اومدن پيشمون كه خيلي خوش گذشت رفتيم رستوران نيلوفر آبي روي مرداب به همراه موسيقي سنتي زنده و كلي روحمون رو زنده كرديم .خیال باطل

جمعه هم ظهر حركت كرديم به سمت خونه توي راه ترافيك بود كه من دلم كلي براي همسري مي سووووخت كه با مسوليت تمام وقتي من خوابم مي برد رانندگي مي كردو مراقب همه چي بود .خدايا همسري من را حفظ بفرما ......بغل

چند تا عكس هم از درياي خوشگل و ابرهاي چين چيني مي زارم كه خاطره بشه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان نغمه
8 مهر 92 11:33
به به همیشه به سفر دوستم منم عاشق انزلیم... جفتمون همیشه دوس داشتیم اون سمتو... نوش جونت از حالا ماهیا... گوشت بشه به نی نی نازت...