طاها فرشته عشقطاها فرشته عشق، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره

با تو مادر شدم نور كوچولوي من

شماره 6 مسافرت - چالوس

سلام ماهي كوچولو روز پنشنبه به اصرار عمه ماهك و پيمان كه رفته بودن چالوس و مي گفتن هوا خيلي خوبه بابا حميدت ما رو هم برد شمال. ديگه فكر كنم اخرين مسافرت تو دلي باشه عزيزم چون مامانت خيلي سنگين شده و ديگه خيلي راه رفتن و توي ماشين نشستن سخت شده عزيزم - هواي خيلي خوبي بود و كلي هم بابا جونت برامون ماهي سفيد خريد كه تو بخوري تپل بشي چند تا لباس خوشمل هم از لايكو برات خريديم كه خيلي ناز بودن بعدا عكسشو برات ميزارم . جمعه بعدظهر حركت كرديم وبرگشتيم ...
13 آبان 1392

31 هفته - عید غدیر مبارک سید کوچولوی من

سلام سید طاهای کوچولوی من این اولین عید غدیره عزیزم که تو سید کوچولو اومدی به خانوادمون ، مامانی مرضیه میگه برای زن موهبت بزرگی هست که یه سید به دنیا میاره امیدورام مامان خوبی بشم و تو هم پسر خوبی باشی عزیزک من . یادم میاد از خیلی وقتها پیش از قبل ازدواج دوست داشتم همسرم سید باشه به سید ها حس مثبت خوبی داشتم و وقتی با باباجونت اشنا شدم برای ازدواج و فهمیدم سید هست خیلی خوشحال بودم حالا دارم بچه شو به دنیا میارم یه سید کوچولوی پاکاز بهشت خدایا شکرت امسال همه که به بابا حمیدت زنگ میزدن تبریک میگفتن به تو هم کلی تبریک می گفتن نبومده ببین چقدر عزیزی فسقلی ................ ...
1 آبان 1392

30 هفته

سلام مهمون دلم ماهي كوچولوي رقصانه من   واي كه تو تكون مي خوري شنا مي كني و من عشق مي كنم ... اين روزها وقتي باهات حرف ميزنم و صدات ميكنم بهم جواب ميدي و از اينور مي پري اونور انگار دوست داري باهات بازي كنم فكر كنم دنيا كه بيايي با هم كلي بازي هاي قشنگ قشنگ كنيم  البته بابا حميدت هم باهات پلنگ بازي ميكنه كنه ديگه فكر كنم خدا بخواد يه2 ماه ديگه چشماي قشنگتو به روي دنيا باز كني و زندگيمونو از اينم شاد تر كني موچولوي من توي اين 30 هفته ديگه حسابي بزرگ شدي يه عكس هم از تو دلي خودت برات ميزارم كه ببيني چقدر بودي توي دلم عزيزم .     الان از لحاظ بارداري اين شكلي هستي عزيزم : ...
29 مهر 1392

شبانه

سلام وروجک موچولو فقط دلم می خواد ساعت این پست رو نگاه کنی ببینی ساعت چنده !!! امشب اصلا نمی زاری بخوابم اونقدر تکون می خوری که راستش کمی هم نگران شدم نمی دونم چرا ... بابایی ات کلی نازمون کرد که خوابمون ببره ولی نشد کمی هم گشنه بودم اومدم شروع کردم به درست کردن غذا گفتم شاید گشنه شدی اینجوری می کنی این وقت شبی اونم شوید پلو با ماهیچه !!!!!!!!!!!!!!!!! بعدش هم دوتایی با هم خوردیم فینگیلی من ... بعدم گفتم یه پست یادگاری از امشب بزارم برات هنوزم که هنوزه داری وول می خوری نمی دونم داری چه می کنی ولی بهت خوش بگذره عزیزم ... ...
27 مهر 1392

كودكم

عاقبت دريك شب ازشبهاي دور           كودك  من پا به دنيا مينهد آن زمان بر من خداي مهربان              نام  شور انگيز مادر مينهد ان زمان طفل قشنگم بي خيال               درميان بسترش خوابيده است بوي اوچون عطر پاك ياس ها              در مشام جان من پيچيده است   آن زمان ديگروجودم مو به مو           بسته با هستي ...
21 مهر 1392

یادی از روزهای 2 نفری و فیلم عروسی - 29 هفته و 2روز

سلام پسر کوچولی من  هدیه خوشگلم فرشته آرامش من که اومدی و همه چی با وجودت تغییر کرده امروز دل مامانت یه طوری شده خودمم نمی دونم چطوری اما انگار گرفته باشه نه از نوع غصه از نوع یادی از گذشته ها - دیروز خاله تهمینه اینا از شمال اومده بودن یه هويي گفت بریم البوم عروسی تو بیاریم ببینیم وقتی عکس هاي  خودمو باباحمیدتو دیدم دلم یه جوری شد حس کردم خیلی جوون بودم براي ٥ سال پیش بود كه باهم پيوند ازدواج بستيم سختي هاي زيادي سپري شد و هه اينا يه هو مثه فيلم اومد جلو چشمم رد شد اين وسط هی خاله تهمینه می گفت بابا اصلا تغییر نکردین ولی من یه حسی توم میگفت خیلی تعییرات زیادی کردیم شايدم بحث اصلا تغيير كردن نبود و يه حس كاتوره اي شديد...
18 مهر 1392

پیک نیک بهشت مادران با خاله های نی نی سایتی

خوب می خوام از خاطره خوب امروز با هات بگم که با چند تا از خاله های نی نی سایتی که مثل من توی دلشون نی نی دارن و تقریبا همه نی نی ها هم هفته هستیم و با هم قرار گذاشتیم بریم پیک نیک بهشت مادران تا هم از نزدیک با هم اشنا بشیم هم روزی رو خوش بگذرونیم دور هم ... یکی از خاله ها اومد دنبال من و چند تای دیگه و رفتیم هر کی خوراکی و نهار برداشته بود و مامان شیطونت هم امروز شرکت رو پیچوند و با خیلا تخت نرفت سرکار که بره خوش بگذرونه !!! خلاصه همه جمع شدیم که 8 نفر بودیم و رفتیم یه جای سایه پیدا کردیم و پهن کردیم نشستیم .جونم برات بگه که کلی خوردیم و خوش گذشت و خندیدیم و عکس گرفتیم ... اینم از یه روز خوب که به واسطه وجود تو من کلی دوست قلنبه جدید...
14 مهر 1392